http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=151676
خبرگزاری
مهر تهران - ۱۳۸۳/۱۱/۰۶
نگاهی
به نمایش
"اسرار شب"
اثر "دیتر
کومل" از کشور
آلمان
موج
سادگی و لطافت
/نقد تئاتر
گروه فرهنگ و
هنر خبرگزاری
"مهر": دیدن یک
نمایش عروسکی
عامه پسند و
موزیکال از کشور
آلمان به
نویسندگی گوس
پنسیون
براساس داستانی
از میشل
تورنیه به نام
پرو یا اسرار
شب و به
کارگردانی
دیتر کومل
برای خیلی ها
طی دو شب اجرا
جالب می
نمود.جالب
بودن یک نمایش
آلمانی که
برگرفته از یک
افسانه
ایتالیایی است،
آنهم درشهر
تهران و آغاز
قرن بیست و
یکم که حقایق
شیرینی را
برای ما روشن
می
کند.
دراین
نمایش،
اتفاقی روی می
دهد که در نوع
خود بی نظیرمی
نماید، وهمین
اتفاق
خوشایند به
ذهن و روح
متکی برناخودآگاه
جمعی تاکید می
ورزد، وآن است
که
تحت هر
شرایطی انسان
ولو ماهیت
درونی خود را
از دست داده
باشدف هنوز هم
به گذشته دور
خود وابسته و
پیوسته است.
درنمایش
"اسرارشب"
قصه و قصه
پردازی
عاشقانه
(لیریک) رکن
اصلی است، و
مردم هنوز با
قصه عجین
ودوست هستند،
واگرهزاران
نمایش مدرن
وآوانگارد
ببینند بازهم
نمایش
عاشقانه و قصه
پرداز را به
هر نوع دیگری
ترجیح می
دهند. برای
آنکه قصه گویی و
قصه پردازی
جزء لاینفک
آدمی است،
ازهمان آغاز
تاکنون عادت
به شنیدن و
دیدن قصه های
مورد علاقه اش
داشته است، و
در طول تاریخ
نیز با بهره
مندی از قوه
تخیل بارها و
بارها آثار
ارزشمندی را
با مضامین عمیق
و انسانی خلق
کرده است.
اسرار شب نیز از
این قاعده
مستثنی نیست،
بلکه با یک
داستان بسیار
لطیف وعاشقانه
که حکایت از دلدادگی
یک زن رختشوی
که روزها کار
می کند و علاقمند
به خورشید
است، با یک
نانوا که به ماه
علاقه دارد و
شبها کار می
کند، دارد. حالا
بین این دو شب
و روز جدایی و فاصله
می اندازند،
تا دراین
فاصله به کشف
خود وعشق
مشغول باشند.
پس از نامزدی
زن
رختشوی با یک
مرد نقاش، مرد
نانوا هم از
کار و زندگی
می افتد و
نانوایی اش
تعطیل می شود.
رختشویخانه
هم که به حال
خودش رها شده
است. مرد نقاش
و زن رختشوی
روزهای خوشی را
در ماه عسل
طولانی مدت
خود پشت سر می
گذرانند تا
اینکه بین آن
دو اختلاف
ایجاد می شود
و زن با
دریافت نامه
مرد نانوا،
برای جدایی از
مرد نقاش و
بازگشت به
خانه اش تصمیم
قطعی می گیرد...
زن و مرد در
پایان با حضور
ماه و خورشید
می روند که یک
زندگی با
شکوه را برای
عمر جاودانه
تدارک ببینند.
این داستان
ساده و معمولی
جذابیت فوق
العاده ای
دارد، این
داستان، عشق
حقیقی را آن
گونه تصور می
کند که باید
باشد.
بنابراین
هرلحظه این
ارتباط شیرین تراز
لحظه قبلی اش
است و درپایان
تماشاگر با خوشحالی
از دیدن این
پایان خوشی که
دل
به دلدار
رسیده است،
تالار اصلی
تئاتر شهر را ترک
می کند با این
جمله کوتاه که نمایش
جالبی بود!
آنچه موجب
اعتبار و
جذابیت این
قصه شیرین دراجرای
نمایش می شود، همانا
حضور عروسکها
وعروسک
گردانهای
مقتدر و
خوشرفتار است.
اگر بین این
دو عروسک و عروسک
گردان ارتباط
حسی برقرار
نمی شد، هیچ گاه
تماشاگرهم در
صحنه چیزی
فراتر از تعدادی
عروسک خشک و
بیروح نمی
دید. اما
عروسک
گردانها با
حوصله و ظرافت
روح و حس خود را
در عروسک می
دمند، تا
بتوانند از پس
تصویرگری یک
عاشق و معشوق
حقیقی برآیند.
آن
قدرعروسکها
در صحنه طبیعی
و زنده جلوه
می کنند که
هیچ تفاوتی با
آدمها
ندارند، و
عروسک
گردانان در
جای بخشی به
آنها سنگ تمام
گذاشته اند.
از سوی دیگر
موسیقی زنده و
روایت گری دو
زن و مرد آوازخوان
بر تغزلی شدن
لحظات و شور و
شوق
عاشقانه و
پروبال گرفتن
هیجانات و
احساسات می
افزاید: تا
تماشاگر، با
شور و شیدایی فزون
تری آنچه را
مشاهده می
کند، دنبال
کند.
طراحی صحنه
نیز با تقسیم
سمت راست و چپ
صحنه به
رختشویخانه و نانوایی،
و در وسط،
جایی برای
قایق سواری و
در ته صحنه
جایی برای ماه
عسل زن رختشوی و
مرد نقاش به
ترکیب بندی
قابل لمس و
پذیرش می رسد.
این ترکیب
بندی ساده و
ابتدایی پوشاننده
سادگی فهم است
که باید همه
چیز در لفافه
همین سادگی و
لطافت شکل
گرفته باشد.
به عبارت دیگر
موفقیت اجرای
"اسرارشب" نیز
پیروی از این
سادگی بیش از
حد است، درهیچ
حرکت وعنصری
پیچیدگی و
سنگینی دیده
نمی شود. همه
چیز ساده و
سبک می
نمایند و به
مانند یک عشق
ساده و لطیف
همه چیز عیان
می شود،
موسیقی هم از
سادگی بهره
مند
است،
بازیگران نیز
با تکنیک های
ساده و ملایم با
عروسک ها
ارتباط
برقرار می
کنند، و درساخت
عروسکها نیز
سادگی موج می
زند.
در مجموع
تماشاگر از
دیدن و شنیدن
آنچه در صحنه
می گذرد، لذت
می
برد و ضمن
آنکه به
دریافت درستی
ازعشق می رسد و
ازهوس گریزان
می شود، با
خاطره ای خوش
"اسرارشب" را
در بایگانی
ذهنش می سپرد.
http://www.ikna.ir/NewsBodyDesc.asp?ProdID=12872
خبرگزاری
قرآنی ایران - دوشنبه 15 فروردين 1384 برابر با 4
آوریل 2005
«ديتر
كومل»
كارگردان
آلمانی:
دين مانعی
برای لذت و
شادی نيست
گروه
هنر: مذهب جلوههای
شادی و
شادمانی
زيادی دارد و
در مذهب حكمی
مبنی بر شادینكردن
وجود ندارد.
«ديتر
كومل»
كارگردان
نمايش
موزيكال «پرو
يا اسرار
شبانه» كه عشق –
اين موهبت
الهی – را در آن
به زيبايی
نمايش میدهد،
در گفتوگو با
خبرگزاری
قرآنی ايران
(ايكنا)، ضمن
بيان اين مطلب،
گفت: در سال
۲۰۰۶ در آلمان
جشنواره
بزرگی برپا
خواهد شد با
عنوان «دين و
مذهب» كه در
آنجا خواهيد
ديد به چه
زيبايی میتوان
مضامين مذهبی
را در قالب
تئاتر به گونهای
متفاوت نمايش
داد.
اين كارگردان
توانای
آلمانی با
اشاره به جنبههای
سرورانگيز و
شادیبخش دين
توضيح داد:
دين فقط غم و
اندوه نيست و
میشود
مضامين دينی
را در قالبهای
موزيكال و حتی
نمايش عروسكی
گنجاند.
«ديتر
كومل» در پاسخ
به اين سئوال
كه چطور میتوان
قصههای كتب
مقدس را به
همين شيوهها
به تصوير
كشيد، گفت:
اين موضوع كمی
پيچيده است و
بايد روی آن
فكر كرد؛ اما
قطعاً شدنی
است.
http://www.theater.ir/article.aspx?id=754
سايت
ايران
تئاتر -
سرویس
يادداشت سه
شنبه 6 بهمن 1383
مثل
تمام افسانهها
يادداشتي
بر”اسرار
شبانه” كاري
از ديتر كومل
مهدي
عزيزي
با چه نمايشي
روبرو هستيم،
عروسكي و يا؟!
نمايش پيشرو
هر چه هست
مخاطبش را هفت
سال به بالا
تعريف ميكند.
مخاطب در وهله
اول با يك
افسانه
آسماني مواجه
ميشود،
افسانهاي كه
در عين
تيزهوشي،
نقدي بر قصههاي
عاشقانه است.
نمايش تلاش ميكند
ارتباط خود را
با تماشاگر
توسط عروسكهايي (كه
همان بازي
دهندگان آن
هستند) برقرار
كند. اين نكته
توانسته است
بر احساسات تماشاگر
دست بگذارد و
قوه تخيل او
را در ارتباط
ديگر با نمايش
به كار گيرد.
نمايش همانند
نمايشهاي
خيمهشببازي
پس از گشوده
شدن يك پرده
سفيد رنگ آغاز
ميشود. آن طرف
پرده، صحنه به
دو نيم تقسيم
ميشود. يك
طرف خورشيد و
طرف ديگر ماه.
كومل خانه دختر
نمايش را در
تناسب با
خورشيد به
موازات آن
نهاده است و
طرف ديگر اين
توازن را با بنا
كردن نانوايي
پرو حفظ كرده
است.
بيشك هر
بينندهاي ميتواند،
ارتباط ميان
زن و مرد را از
صحنه نمايش
درك كند. كومل
در شكل دادن
اين ارتباط و تفكيك
آنها به درستي
توانسته است
مسأله نسبيت
را در اين نمايش
شبه عروسكي
بيان كند. اما
آنچه در اين
بين از اهميت
ويژهاي
برخوردار است
عناصري است كه
هوشمندانه مورد
استفاده قرار
ميگيرد.
طراحي نمايش
ذوزنقهاي
است كه از
انتهاي سن
سالن اصلي
آغاز ميشود و تا
آوانسن ادامه
مييابد. غير
از سه عروسك
گردان، كومل
از دو موزيسين
نيز در صحنه استفاده
ميكند كه
همانا خورشيد
و ماه نمايشاند.
اين دو از يك
دستگاه مجهز
به
پيانو، جاز،
ساكسفون و چنگ
استفاده ميكنند
و در بخشهاي
متنوعي آواز
نيز
ميخوانند،
خورشيد نمايش
در نقش
سوپرانو نيز
حاضر ميشود و
در پيوند صحنهها
به كمك تماشاگر
ميآيد.
حدقاصل
ميان(خانه
دخترك ـ
نانواي پرو) و
جايگاه
خورشيد و ماه يك
شيار عميق است
كه به كرات از
آن به عنوان
جايگاه عروسك
گردانها،
درياچه و لانه موشها
استفاده ميشود.
در كنار اين
شيار دو پلكان
است. به هر
تقدير طراحي
صحنه اين نمايش
به زعم
نگارنده جزو
نقاط مثبت آن
به حساب ميآيد.
كومل را نميتوان
تنها در
جايگاه يك
كارگردان
قرار داد،
استفاده بجا و
متناسب از رنگها
او را از
جايگاه يك
كارگردان به
روان شناس
ارتقا ميبخشد.
درك تناليته
رنگ و كاربرد
آن در صحنههاي مختلف،
نشان از درك
موقعيتهايي
است كه مخاطب بايد
در آن قرار
گيرد. به طور
مثال در صحنه
جدايي زن از
همسرش
استفاده از
رنگ سرخ(نور)
به تمامي،
معناي جدايي
ميدهد. استفاده
از رنگ
آبي(نور)
نشانه از نفس
افتادن و نااميدي
دختر است. اين
كمپوزسيون زيبا
حقيقتاً از
شعور و درك
منطقي
كارگردان نمايش
برميآيد.
نمايش ميخواهد هوشمندانه
به ناخودآگاه
تماشاگر رسوخ
كند و او را
متوجه اين
مطلب سازد كه
نمايش عروسكي،
گرچه مخاطب
كودك دارد اما
اين كودك ميتواند
بزرگ هم باشد
و در نهايت
سعي
ميكند وجه
كودكانه
آدمها را به
بازي بگيرد.
”اسرار شبانه”
نمايش موفق
است چرا كه
عناصر نمايشي
در آن همگي به
درستي در
موقعيتهاي
مختلف قرار ميگيرد.
اين نمايش را
ميتوان به
عنوان يك
كارگاه
آموزشي ديد و
ارزيابي كرد.
درك اين موضوع
از
اين جهت حائز
اهميت است كه
تمامي گروه
اجرايي اين
نمايش توان و
قواي خويش را
در حد آنچه
بايد باشند
خرج ميكنند.
وقتي آواز ميخوانند
در حد و
اندازه يك
آوازخوان
اپرا ظاهر ميشوند.
وقتي پيانو مينوازند،
در قواره يك
پيانيست... اين
موضوع به تنهايي درباره
بازيگران
نمايش نيز
صادق است چرا
كه آنها حس
موقعيت را به
درستي با بدن
خود
به نمايش ميبرند.
حس غم را ميتوان
از راه رفتن
آنها درك كرد
و يا حس شادي
را نيز به
همين شكل از
نوع حركت آنها
ميتوان
دريافت.
پس”اسرار
شبانه” افسانهاي
است
به غايت تمام.
http://www.theater.ir/article.aspx?id=850
سايت
ايران
تئاتر -
سرویس مقالات یکشنبه
11 بهمن 1383
نقد
و بررسي نمايش
اسرار شبانه
توسط دكتر قطب
الدين
صادقي
شيما
بهره مند
دكتر قطب
الدين صادقي
روزشنبه ١٠ بهمن
ماه در نشستي
با حضور گروه
آلماني مارين
باد كه در
كافه ترياي
اصلي تئاتر شهر برگزار
شد . به نقد و
بررسي نمايش
اسرار شبانه به
كارگرداني
ديتر كومل
پرداخت . دكتر
قطب الدين
صادقي در
ابتداي نشست
با ابراز تأسف
از مرگ مادر
كارگردان اين
نمايش ،
ديتركومل در
مورد نويسنده
داستان نمايش
گفت : ميشل
تورينه يك
شخصيت شناخته
شده
ادبي است و
آلمان شناس
است . تحصيلات
وي در زمينه
فلسفه بوده
است . وي به
رمان نويسي
روي آورد و از
اين جهت بايد
به اين نمايش
گروه مارين
باد كه
برگرفته از
رمان تورينه
است توجه
بيشتري داشت .
وي افزود : ”
عامل اسطوره و
تخيل در تمام
آثار تورينه
ديده مي شود .
بازنويسي اين
رمان ها براي
كودكان و
نوجوانان از
كارهاي شگفت انگيز
و بي نظير است .
كتاب هاي وي
در فرانسه و كشورهاي
ديگر نيز
محبوبيت
بسياري دارد و
مورد استفاده
قرار مي گيرد .
اين نويسنده
در رمان هايش
تخيل و واقعيت
را
تلفيق مي كند
و معتقد است
اگر كتاب هاي
كودكان بزرگ و
پر محتوا نباشد
نمي تواند پاسخگوي
اين گروه سني
بود . تورينه
ادبيات كودكان
را بسيار مهم
مي داند و
اصلاً آن را
كوچك
نمي پندارد .
در نوشته هاي
تورينه
اسطوره به كمك
نويسنده مي
آيد تا دنياي
امروز را بهتر
درك كرده و بر
خلاف همگان
معتقد است كه
اسطوره ها
زادگاه جوامع دموكرات
و منظم هستند . “
دكتر صادقي
مدرس تئاتر با
اشاره به بعد
فلسفي آثار تورينه
گفت : ” اتكاي به
فلسفه بعد
ديگر آثار اين
نويسنده است .
وي از افكار
ناب
فيلسوفاني
چون كانت و
اسپيلوزا در
آثارش استفاده
مي كند و به
همين دليل
بسياري او را
قاچاقچي
فلسفه مي
دانند . “
وي در ادامه
پيرامون
داستان نمايش
اسرار شبانه گفت
: شخصيت ”پرو“ يك
دلقك فرانسوي
است كه در قرن ١٨
خلق شده است .
دلقكي محزون و نوجوان
و به همين
دليل
كارگردان و
گروه مارين باد
اين رمان را
هوشمندانه
استفاده مي كند .
وي در مورد
جنبه هاي
مختلف اين
نمايش گفت : ”
اين نمايش يك
معناي توراتي دارد
ومعناي ديگر
آن يك مفهوم
تربيتي است
زيرا بعد
انديشه و
پرورش آن در
اين اثر به كار
گرفته شده و
در مرحله بعد
نيز پرورش
احساس هاي ناب
بشري و آشتي
كودكان ونوجوانان
با طبيعت و
تربيت تخيل ، عواملي
است كه در اين
نمايش به
درستي مطرح مي شود . “
صادقي تصريح
كرد : اين
نمايش
راهنماي
تربيتي براي
نوجوانان به
ويژه دختران
است . چرا كه
اين نمايش به
جوانان مي آموزد
كه بعد از هر
شكستي راهي
براي بازگشت
وجود دارد .
صادقي در
مورد ساختار
اين نمايش گفت
: ساختار
اسرار شبانه بر
مبناي چهار
فصل است و به
تعبيري اينكه
تجربه ها مي
ميرند و به
آغاز بر مي
گردند . نمايش
داراي
ساختاري
اپيزوديك و
رمان گونه است
. هم چنين
تركيب بازي با
عروسك ها ساختاري
متنوع و زيبا
را به وجود
آورده است .
ماجراي قصه
در چهارراه
تعارض هاي آلمان
غربي و شرقي
روايت مي شود
و به نوعي اين نمايش
اين فصل را
جشن مي گيرند .
وي
بر ساختار
تكنيكي نمايش
تأكيد كرده و
گفت : ” چهره
عروسك ها به
شدت زنده است
و بدون ترديد
بازي نرم با
عروسك و تسلط
بر آن است . از طرفي
ديگر تركيب
موسيقي و رقص
و تنوع
رنگ در صحنه فضايي
جشن گونه
همراه با شادي
كودكانه را
روي صحنه به
وجود
مي
آورد . “
در ادامه اين
نشست يكي از
بازيگران اين
نمايش گفت : ما
در مرحله اول
با
متن
نمايشنامه
آشنايي
چنداني
نداشتيم و كار
خود را با
شناخت موسيقي
نمايش آغاز كرديم
و در گام بعدي
به نمايش نامه
رسيديم . در
پايان يكي
ديگر از
بازيگران
گروه مارين
باد در مورد
عروسك گرداني
در اين نمايش گفت :
” ما در درجه
اول بازيگر بوديم
نه عروسك
گردان ” در
اروپا حدود ١٥
سال است كه
روي ارتباط
عروسك و عروسك گردان
بررسي و تحقيق
مي شود و
همواره
بدنبال اين
بوديم كه يك
شخصيت زنده در
كنار عروسك
حضور داشته
باشد تا به
نوعي بتوان
وجدان عروسك
ها را نيز
خواند . “
http://theater.ir/article.aspx?id=843
سايت
ايران
تئاتر -
سرویس مقالات شنبه 10 بهمن
1383
تولد
، عشق، مرگ
نقدو
بررسي نمايش ”
شبهاي
خواهران
برونته “ توسط
دكتر قطب
الدين صادقي
شيما
بهره مند : دكتر
قطب الدين
صادقي در
نشستي كه امروز
در كافه ترياي
اصلي تئاتر
شهر با حضور گروه
آلماني مارين
باد برگزار شد
. به
نقد و بررسي
نمايش شب
خواهران
برونته
پرداخت .
دكتر قطب
الدين صادقي
در مورد اين
نمايش گفت :
خواهران
برونته براي
من به نوعي سه
خواهر چخوف
است ، البته
بر عكس . چون
چخوف در سه
خواهر ناممكن
ها را بيان
كرده اما
خواهران
برونته ممكن
ها را به تصوير
مي كشد .
ساختار
نمايش بر اساس
تولد ، عشق
،كار و مرگ است
يعني به نوعي بيوگرافي
آنان است . از
كودكي آنها كه
آموختن عشق
است تا نوجواني
كه تجلي عشق و جواني
كه هر يك از
خواهران
تعابير
مختلفي از عشق
دادند .
دكتر قطب
الدين صادقي ، اميلي را
شخصيت كليدي
نمايش دانست و
گفت : آن عاشق
شاگرد كشيش
شده و شارلوت
كه
عاشق مردي
خيالي ( بايرن )
مي شود و اين
شارلوت است كه
دنياي روياها
را لمس و درك مي
كند . به عقيده
من شخصيت اصلي
اميلي است چون
به كشف عشق و
زندگي و راز
مرگ كه همه
رازهاي بزرگ و
عميقي هستند
مي رسد . زيستن دركنار
قبرستان و با
آدم هايي كه تنها
از مرگ و
زندگي در
دنيايي ديگر
حرف مي زنند
موجب مي شود
كه اميلي به
شخصيتي مرده
عشق بورزد .
وي درباره
داستان اين
نمايش گفت :
اشنايدر نويسنده
نمايشنامه و ديتركمل
، كارگردان
نيايش به طرز
هوشمندانه اي
شخصيت برادر و
پدر را حذف
كرده و تماشاگر
را روي زندگي
و مرگ و
احساسات اين
سه زن متمركز
مي كند .
به رغم طبيعت تيره
باتلاق ها و
دنياي بسته
زندگي شان اين
سه خواهر راهي
به سوي خلاقيت
باز مي كنند
در حالي كه
حتي كتاب ها و
روزنامه ها از
آنها دريغ مي
شد اما آنها
ذهن خود را باز
كرده و با
شهامت دست به
قلم بردند . به
نظر من نمايش
شب خواهران
برونته شرح رهايي
دروني و از
بين برداشتن
هرگونه سركوب
بيروني است و
راهي به بيرون
باز كردن و اثبات
خلاقيت و
توانايي
انسان .
صادقي با
اشاره به وجود
تبعيض در مورد
زن در تمام
دنيا اين
نمايش را
فمنيستي
دانست و گفت : به
گفته ژان ژنه
نويسنده ،
دنيا دو تكه
است . يك تكه
دنياي خشن
مردانه و تكه
اي ديگر دنياي
احساسي سركوب
شده زنان . اميلي
قدرت و
خلاقيتي را كه
در ديگران به
طور بالقوه
وجود دارد
بيدار مي كند
و اين هم بستگي
زنانه به نوعي
فمنيسم است و
به عقيده من
به زنان مي
آموزد كه
چگونه با همبستگي
وهمياري مي
توانند به قله
هاي رفيع موفقيت
دست يابند .
چون تمام
شرايط بيروني
، فيزيكي و ...
فراهم است تا
اين خواهران زنده
به گور شوند .
قطب الدين صادقي
با اشاره به
استفاده
مناسب از
ابزارهاي
معمولي در
دكور گفت :
پيچيدگي
نمايش و احساسات
خواهران
برونته بخوبي
توسط كاركردهاي
متفاوت
ابزارها به
نمايش در مي
آيد
. و فضاسازي از
طريق مواردي
بسيار ساده از
جمله نوشتن
روي ديوار ،
زمين ، پايين
آمدن نور و ...
اين پيچيدگي
را به خوبي
نشان مي دهد .
صادقي هم
چنين در مورد
بازي هاي
نمايش گفت :
بازي تكنيكي و
بسيار خوب
بازيگران به
اين اجسام و
دكورها معنا و مفهوم
مي بخشد . بازي
تكنيكي اين بازيگران
گاهي بدور از
احساسات و
صرفاً تكنيكي و حساب
شده است كه
تنها بر اثر
هماهنگي
تكنيكي بازيگران
به وجود مي
آيد .مانند
بازي كودكانه
سه خواهر ،
دوختن روميزي
، نوشتن رمان
و ... در اين
نمايش بازي ها
با
موسيقي و نور
و عوامل
بسياري همراه
است . اما موجز
كنترل شده و
پالوده است .
به
طوري كه
بازيگر
لحظاتي سكوت
مي كند و به
تماشاگر
اجازه مي دهد
كه بينديشد و
به
عقلانيت
درون ذهن آنها
برسد . با
اينكه اين نمايش
ابداً احساسي
نيست اما
تماشاگران در
هيچ لحظه اي
احساس خود را
از دست نمي
دهد . كارگردان
از احساس به
اندازه و موجز استفاده
مي كند . حتي در
صحنه مرگ
نمايش اشك انگيز
نمي شود و فقط
اندكي احساسي
مي
شود . در حالي
كه يك
كارگردان
شرقي در چنين
صحنه هايي
حتماً اشك
تماشاگر را در
مي
آورد .
صادقي واقع
گرايي
آگاهانه را از
برجسته ترين نكات
نمايش دانست و
گفت
: سبك نمايش يك
رئاليسم آگاهانه
است نه
رئاليسم وحشي
و رها شده كه
در يك فضاي
باز و نه بسته
شكل مي گيرد . و
اين ها همه ما
را به سوي يك
تئاتر سبك و
منعطف همراه
با
بازي تكنيكي
قرار دادي و
كد دار رهنمون
مي شود .
خرد تماشاگر
در اين نمايش
بكار گرفته مي
شود تا زندگي
سه خواهر به
كمك درك و خرد
تماشاگر
روايت شود .
اين واقعيت گرايي
در پايان
نمايش در جمله
اي زيبا از
شارلوت به
خوبي بيان مي
شود
.
جايي كه با
شارلوت روي
آوردن به
واقعيت و دوري
از بايرن (
شخصيت خيالي )
مي گويد :
”بگذار واقعيت
خوشبختي را
مزه مزه كنم . ”
صادقي اين
نمايش را
مردمي و همه
فهم دانست و گفت
: اين نمايش در
عين حال كه با
تماشاگر ارتباطي
حسي پيدا مي
كند يك ارتباط كاملاً
عقلاني نيز
برقرار مي كند
كه اين عقلانيت
كاملاً بر
اساس احترام
به مخاطب است و
مخاطب از اين
طريق تمام
احساسات و
درونيات
شخصيت ها را
درك كرده به
عبارت ديگر
تماشاگر هم
ارتباط فردي
حسي دارد و هم
ارتباط كلي با
فلسفه داستان
به نظر من اين
نمايش تداعي
كننده اين
جمله هگل است
كه مي گويد :كار
هنري تبديل
امر حسي به امر
روحي و تبديل
امر روحي به
امر حسي است .
” وي در پايان
به بازي فوق
العاده بازيگران
اشاره كرد و
گفت : ” بازيگران
اين نمايش
بسيار پر
انرژي و عميق
بازي مي كردند
به ويژه شخصيت
اميلي كه با
حركات پر انرژي
خود تماشاگر
را به وجد مي
آورد . و اين
نمايش ها از
آن دست نمايش
هايي است كه
مي توان با
لذت بازيگران
از نمايش لذت برد . “
http://theater.ir/article.aspx?id=795
سايت
ايران
تئاتر -
سرویس گزارش
پنجشنبه 8
بهمن 1383
تمرينهاي
ساده و
كودكانه
گزارشي از
كارگاه
آموزشي”گروه
مارين باد”
ويژه زنان
نيلوفر
رستمي:
آخرين روز
كارگاه
آموزشي به
گروه نمايشي”مارين
باد” از كشور
آلمان اختصاص
يافته بود.
صبح امروز،
هشتم بهمن ماه
طراح لباس و
دستيار
كارگردان
نمايش”شب
خواهران برونته”
در اين كارگاه
كه فقط ويژه
زنان هنرمند
بود حضور
يافتند كه
دانشجويان و
بازيگران زن
ايراني نيز
استقبال قابل
توجهي از اين
كارگاه به عمل
آوردند.
در ابتدا
دستيار
كارگردان
ديتر كومل
درباره شخصيت خواهران
برونته توضيح
كوتاهي داد از
جمله اينكه هر
سه خواهر در انگليس
زندگي ميكردند
و به واسطه
رمانهايشان
معروف شدند.
سپس تاكيد
كرد چيزي كه
الان حاضران با
آن روبرو ميشوند،
يك كارگاه
آموزشي
بازيگري نيست.
وي گفت:« ما
فقط
ميخواهيم
به شما نشان
دهيم
اعضاي”مارين
باد” چطور
تمرين تئاتر
ميكنند. به
عبارت بهتر
چطور يك نمايش
را براي اجراي
صحنه آماده ميكنند.»
همچنين وي
ذكر كرد:« تمرينات
امروز ما
براساس جملات
كليدي آثار خواهران
برونته خواهد
بود.»
برنامه اين
گروه بدين
ترتيب شروع
شد. آنها سه
صندلي وسط
اتاق قرار
دادند و روي
هر كدام جمله كليدي
از آثار يكي
از خواهران
گذاشتند.
سميرا سينايي
كه نقش مترجم
را ايفا ميكرد
از بچهها
خواست تا همگي
به ترتيب
جملات را
بخوانند و
برحسب احساس
درونيشان نسبت
به هر جمله
پشت صندليها
بايستد بدين
ترتيب بچهها
برحسب علايقشان
پشت يكي از صندليها
ايستادند و سه
گروه تشكيل
شد. هر كدام از
گروهها دور يك
ميز نشستند. دوباره
سونيا،
دستيار
كارگردان چند
جمله ديگر را
نيز به اين
جملهها
اضافه كرد و
از
بچههاي هر
گروه خواست تا
براساس افكار
و احساس دروني
خود نسبت به
اين جملهها مطلبي
بنويسند.
نوشتهها هم
روي كاغذهاي
سفيدي كه روي
ميز پهن شده
بود، نوشته ميشد.
بچهها به
اتفاق طراح
لباس
گروه”مارين
باد” پس از پايان
كار از كاغذها يك
پيراهن زنانه
درست كردند و
عاقبت حاصل
كارشان را روي
ديوار
چسباندند.
شايد هنوز
حاصل كار اين
گروه روي
ديوار اتاق
نيلوفر
هنرمندان
باقي مانده
باشد.
پس از آن بچهها
نشستند و
جملات خود را
به خواهش
آلمانيها ميخواندند
و سميرا
سينايي آنها
را به زبان
آلماني ترجمه
ميكرد. اين
تمام تمرينهاي
كارگاه
آموزشي اين
گروه بود.
تمرينهايي
كه شايد براي
ما عجيب، ساده
و كودكانه به
نظر ميآيد.
شايد فكر كنيم
كه تئاترهاي
بزرگ تمرينهاي
حاد و بزرگ را
ميطلبد در
حاليكه از
گروه تئاتر”مارين
باد” كه امسال
در جشنواره
شاهد دو نمايش
به نامهاي”شب
خواهران
برونته” و”اسرار
شبانه” بوديم
در اين جلسه
ابراز كردند:«
در تمرينهاي
گروهي خود از
همين شيوه
استفاده ميكنيم.»
آنها يكي از
علتهاي انتخاب
جملات و نوشتن
درباره آنها را
در تمرينها
اينطور
عنوان ميكند:«خواهران
برونته روزها
به درس خواندن
و دوخت و دوز
مشغول ميشدند
و شبها وقتي
اعضاي ديگر
خانواده ميخوابيدند
آنها با خيال
راحت در فضاي
بزرگ خانه راه
ميرفتند و
خيالشان را
رها ميكردند.
آنها از همان
دوران كودكي
عادت داشتند
كه شخصيت مورد
علاقهشان را
پيدا كنند و
دربارهاش
بنويسند و آنقدر
نوشتند تا
نويسنده شدند.»
”مارين باد”
يك گروه
تئاتري بسيار
قديمي است. گروهي
كه اعضايش
مدتهاست با هم
كار ميكنند.
مكان واحدي
براي اجراي
نمايشهايشان دارند
و بسياري از
نمايشهايشان
حتي تا 15 سال هم
به اجرا رفته
است.
سونيا، دستيار
كارگردان كه
بيشتر به
تدريس تئاتر
در حوزه كودك
و نوجوان
مشغول است،
درباره علت و
هدف اين نوع
شيوه تمرين ميگويد:«
ما فقط با بچهها
در آلمان به
اين شيوه كار نميكنيم
با بزرگترها
هم همين شيوه
را به كار ميبريم.
چون مطالبي كه
مثلاً روي كاغذ
مينويسند از
درون آدمها بر
ميخيزد و
تئاتر يعني
همين. يعني
احساسات ناب
در
لحظات يك
زندگي. حتي در
بعضي از تمرينهاي
ما كه هم ويژه
بزرگترها و هم
كوچكترها است،
از شركت
كنندگان ميخواهيم
از بدن يكديگر
مجسم بسازند.
وي يكي ديگر
از
علتهاي مهم
اين نوع تمرين
را همچنين بيعلاقهگي
كودكان و
نوجوانان
امروزي
آلماني از
تئاتر ميداند
و ميگويد:« ما
مجبوريم با
همين كارهاي
گروهي شيرين
كار تئاتر را جذاب
كنيم. همچنين
معمولاً گروه”
مارين باد” مشغول
تمرين يك
نمايش است
همان نمايش را
در كلاسهاي
درس تئاتر
ويژه كودكان
نيز تمرين ميكند
تا حاصل كارها
را بسنجد و حتي
گهگاهي به
تبادل نظر و
تحليل نيز ميپردازند.»
http://www.pendar.net/83/main1.asp?a_id=1159
ايسنا ۵ - بهمن
۸۳
استقبال
تماشاگران از « اسرار
شبانه»
به
گزارش
خبرنگار هنري ايسنا،
« سيرك » به
كارگرداني
اولك ژوگژدا از
كشور لهستان
است كه ويژه
كودكان 3 تا 10 سال اجرا
ميشود.
ديروز
همچنين نمايش
« هنگاميكه
بلبل از خواندن ميايستد»
به كارگرداني
فيليپ
هاوارد،
محصول مشترك
اسكاتلند و
فلسطين در
تالار چهار سو به روي
صحنه رفت. اين
نمايش
مونولوگ
بلندي درباره
جنگ فلسطين
بود و به زبان انگليسي
اجرا ميشد.
نمايش
نامبرده با
عدم استقبال
تماشاگران رو
به رو شد به
طوري
كه
بسياري از
تماشاگران در
اواسط اجرا،
سالن را ترك
كردند، اين در
حالي است كه نمايش «
اسرار شبانه»
به كارگرداني
ديتركومل از
كشور آلمان
مورد استقبال
تماشاگران در تالار
اصلي قرار
گرفت.
بليتهاي
اين نمايش در
همان ساعت اول
كار گيشه به
پايان رسيد اما از
آنجا كه دكور
نمايش
نامبرده به گوشه
صحنه تالار
اصلي منتقل
شده بود، صندليهاي
دو سوي تالار
اصلي با پردهاي
از فضاي ميان
سالن جدا شده
بودند و
تعدادي از
تماشاگران به
دليل نبود جاي
كافي به صورت
ايستاده
نمايش را
ديدند.
نمايش « اسرار
شبانه» تلفيقي
از عروسكي و
تئاتر زنده بود.